تبلیغات
بزرگترین تشکل همجنسگراها
بزرگترین تشکل همجنسگراها

دوستان با معرفی کامل خود به همراه تجربیات و قابلیتهایی که دارند در بخش نظرات میتوانند برای خود دوستان زیادی

پیدا کنند .هر گونه سوال و خاطره را میتوانید دربخش نظرات این پست و یا به ایمیل من ارسال کنید که در اسرع وقت در این مکان به نمایش گذاشته میشود.

منتظر چی هستید هر چه سریع تر به جمع ما بپیوندید.

1111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111111

#علاوه بر دوستیابی اموزشهای صحیح برای بهره مند شدن هر بیشتر از این ارتباطات در اختیار شما قرار خواهد گرفت

#کسانی که قصد نویسندگی در این بلاگ را دارند حتما در قسمت نظرات بیان کنند.

مهم:برای جلوگیری از سواستفاده بعضی افراد اطلاعات شخصی(شماره)را بصورت پیام خصوصی بفرستید...ما بررسی میکنیم وفرد جفت شما را شخصا معرفی میکنیم.اینجوری هم فرد ایده ال شما پیدا میشه هم از مزاحمت هایی به قصد اذیت کردن شما در امانید

انتخاب با شماست



نوشته شده در تاریخ شنبه 16 آبان 1388 توسط f-49 parkingy | نظرات ()
رابطه مقعدی (بصورت دخول آلت در مقعد) برای افراد دردناك است و ظاهراً آنچنان كه بعضی تصور میكنند رابطه لذتبخشی بشمار نمی آید. استفاده از مقعد برای نزدیكی چیزی شبیه استفاده از بینی برای خوردن یا استفاده از دهان برای نفس كشیدن است. هرچند گاهی ممكن است ما چنین كارهایی را بنا به بعضی دلایل به دهان و بینی مان تحمیل كنیم، اما این اندام ها برای چنین كاری ساخته نشده اند. در نتیجه این كار در درازمدت به عوارضی هم منجر میشود.
در واقع طبق آمار شایعترین نوع رفتارهای جنسی بین همجنسگرایان تحریكات دستی و دهانی آلت است (و رابطه مقعدی شیوع كمتری دارد). بنابراین آنچه كه همجنسگرایی را از همجنس بازی جدا میكند توافق یا عدم توافق طرفین نیست بلكه ماهیت و انگیزه رفتارهای آنان است. اما در مورد اینكه چه چیزی از نظر قانونی جرم است و اینكه آیا همجنسگرایی لزوماً جرم است یا نه؟ خود میتواند موضوع یك بحث مجزا باشد و بیشتر به دانش ما از كنشها و واكنشهای انسان و دیدگاه ما به انسان برمیگردد. چند مثال به روشن كردن بهتر این مسئله كمك میكند.
  1. 1. در كشور ما (همانند بعضی كشورها) مصرف شخصی و روزانه مواد مخدر (در غیر از تجویز پزشك) تحت عنوان اعتیاد جرم محسوب میشود. این نگرش به اعتیاد منجر به آن میشود تا از اسباب تعزیر و تنبیه (مانند زندان، شلاق، جریمه نقدی و ...) برای مقابله با آن استفاده شود. از طرف دیگر از دیدگاه علم پزشكی اعتیاد نشانه ای معادل افسردگی تلقی میشود. یعنی از نظر یك پزشك یك معتاد (بخاطر اعتیادش) همانقدر مستحق به زندان رفتن است كه یك فرد افسرده. بر اساس همین دیدگاه هم یك فرد معتاد شبیه به یك فرد مبتلا به افسردگی تحت درمان و مراقبت قرار میگیرد. برای درك تفاوت این دو نگرش در برخورد با انسان و جامعه، بد نیست به تعمیم نتایج این دو نگرش به دیگر ناتوانی ها و نقائص انسان در جامعه بشری نگاه كنیم. جامعه ای را تصور بفرمایید كه انسانها به جرم
  2. مشروط شدن در امتحانات آخر ترم
    خرناس كشیدن موقع خواب
    سكته كردن حین رانندگی
    اختلال نعوظ حین نزدیكی
    كهیر زدن در نتیجه خوردن بادمجان
  3. شلاق میخورند یا به زندان میروند! (وجود فردی منصف و چاره جوی چون آیت الله شاهرودی بر مصدر امر قضاء منجر به فریاد و شكایت وی از اینمه "جرم انگاری" با "مجازات حبس" میشود كه انصافاً هم برای جبران این نحوه نگرش تلاشهایی انجام داده اند. شاید ایشان در این نوع موضع گیری تنها نباشند. دیدگاههای اخیر فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ در برخورد با (معتادین یا) زنان فاحشه نیز موید این بوده است كه دیدگاه جرم انگارانه بدون توجه به اسباب بروز آن هیچ كمكی به رفع این معضلات در جامعه نخواهدكرد).

     میدانیم كه از جرائم سنگین در قوانین ایران و اكثر كشورها قتل است. اما اگر ثابت شود كه این قتل در نتیجه بهم خوردن تعادل بعضی واسطه های شیمیایی مغزی و به اصطلاح "جنون" باشد نحوه برخورد با این فرد از یك "مجرم" كه باید تحت مجازات اعدام قرار بگیرد تا یك "بیمار" كه باید تحت مداوا و مراقبت قرار بگیرد فرق میكند. در واقع همین قانون هم اذعان دارد كه هرچند نتیجه رفتار دو نفر ممكن است یكی باشد (قتل یك انسان)، اما اگر كسی را "بیمار" دانستیم دیگر نمیتوانیم او را "مجرم" تصور كنیم. فقط این نیست. در عرف قانونی معمولاً سعی میشود انگیزه های افراد از دست زدن به اعمال نامناسب از دیدگاه علم پزشكی هم بررسی شود. برخورد با فرد مبتلا به اختلالات پارانوئید كه كاملاً به خیانت همسر بیگناه خود باور دارد، یا پدربزرگی كه در نتیجه دمانس (زوال عقل) اقدام به دست درازی به كودكان خانه میكند نمونه ای از چنین مواردی است (كه برای بررسی بیشتر به پزشكی قانونی ارجاع میشود).

    بنابر این در مورد موضوعی به نام همجنسگرایی (توجه بفرمایید و نه همجنس بازی) از دوحال خارج نیست: یا همجنسگرایی همانطور كه بعضی میپندارند یك گرایش طبیعی است كه تحت شرایط خاصی در بعضی انسانها بروز پیدا میكند، و یا بیماری است كه در نتیجه بعضی تغییرات ژنتیك و هورمونی و عوامل محیطی (چون نوع روابط فرد با والدین) بوجود می آید، كه در اینصورت مجازات وی بدلیل حالتی كه از كنترل او خارج است عقلاً و منطقاً و حتی قانوناً صحیح نیست.
  4.  توجه به نوع برخورد با مبتلایان به "اختلال هویت جنسی" (كه اتفاقاً به وضع همجنسگرایان بی شباهت نیست، و در عرف عام هم اغلب با هم اشتباه میشود) در همین حوضه قوانین موضوعه دولت جمهوری اسلامی ایران نشان میدهد كه رفتار جنسی این افراد نه بعنوان یك جرم، بلكه بعنوان اختلالی تلقی میشود كه راهی برای "درمان" آن وجود ندارد. در واقع رفتارهای جنسی این مبتلایان بعنوان یك اختلال برگشت ناپذیر پذیرفته شده است. اینكه آیا میتوان در مورد همجنسگرایی هم از مقایسه مشابهی پیروی كرد چیزی است كه به نقد و بحث و بررسی بیشتری نیاز دارد. اما مسئله جالب توجه این است كه آیا واقعاً "مجرم" نبودن این افراد از نظر قانون كمكی به بهبود وضعیت عمومی و اجتماعی آنها در جامعه كرده است؟ و اگر نه علت چیست و چه كاری از دست ما برای رفع چنین معضلی برمی آید؟


نوشته شده در تاریخ جمعه 15 آبان 1388 توسط f-49 parkingy | نظرات ()

مسئله ای كه بنظر من به درك مفهوم همجنسگرایی كمك میكند توجه به تفاوت معنی همجنسگرایی و همجنس بازی است. تعریفی كه من ارائه میكنم نظر شخصی من است

از نظر من "همجنسگرایی" را میتوان تمایل یك فرد برای برقراری رابطه عاطفی با یك نفر از جنس موافق دانست بصورتی كه وی را از برقراری رابطه عاطفی- جنسی با جنس مخالف اشباع و اقناع كند. مسئله مهم اینجاست كه وی شدیداً به جفت همجنس خود عشق میورزد و او را دوست دارد. چنین فردی حتی ممكن است با یك نفر از جنس مخالف ازدواج كرده و بچه دار هم شده باشد (چنان كه چندان هم نامعمول نیست) اما او همچنان احساس میكند كه فقط یك همجنس میتواند نیاز عاطفی او به دوست داشتن و دوست داشته شدن را اشباع كند. در واقع شاید بتوان گفت نوع عواطف یك فرد ملاك همجنسگرایی وی است تا رفتار جنسی وی. در كنار این مفهوم، " همجنس بازی" بر نوع رفتارهای جنسی فرد تأكید میكند. بدین ترتیب "نزدیكی با یك نفر از جنس موافق را "همجنس بازی" تعریف میكنیم. همجنس بازی لزوماً با گرایش عاطفی به جنس موافق (همجنسگرایی) همراه نیست. فكر میكنم برعكس این هم مصداق داشته باشد یعنی گرایش عاطفی به جنس موافق هم لزوماً به معنای نزدیكی با وی نیست. انگیزه های افراد در همجنس بازی شباهت زیادی به انگیزه دیگران در برقراری روابط جنسی با جنس مخالف دارد. افراد ممكن است به دلیل كنجكاوی (در سنین نوجوانی)، فشارهای جنسی (نبود جنس مخالف مثلاً در زندان)، جلب توجه و حمایت دیگری (در همجنسگرایان)، ابراز قدرت و خشونت (دسته های بزه كار)، تعیین جایگاه (در همسالان)، اختلالات كروموزومی و یا عصبی (برداشته شدن مهار مغزی در نتیجه زوال عقل)، انجام مراسم سنتی و آئینی (چنان كه در بعضی فرقه های مذهبی یا قبایل بدوی رسم است)، و همینطور امرار معاش ( بخصوص در كشورهای فقیری چون فیلیپین و برزیل) دست به این كار بزنند. آمار نشان میدهد كه حدود 10 درصد از مردان و 5درصد از زنان در ایالات متحده حداقل یك بار در عمرشان تجربه همجنس بازی را داشته اند. اما آمار همجنسگرایان مرد و زن (كسانی كه خود را همجنسگرا میدانند) به ترتیب حدود 3 و 1.5 درصد از كل جامعه آمریكا را تشكیل میدهند. از این میان حدود 0.5 درصد دارای روابط متعهد درازمدت بصورت تشكیل یك خانواده هستند (چیزی حدود 500،000 خانوار).



نوشته شده در تاریخ جمعه 15 آبان 1388 توسط f-49 parkingy | نظرات ()
درباره وبلاگ
مطالب اخیر
آرشیو مطالب
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


سایت لینك باكس - بالا بردن بازدید قالب و بالا بردن امكانات وبلاگ طراحی سایت و تبلیغات